شمارش معکوس برای مجمع هلدینگ خلیج فارس؛ آیا عباسزاده سرانجام سکان را در دست میگیرد؟

هلدینگ خلیج فارس چرا به یکی از مهمترین میدانهای کشمکش مدیریتی صنعت پتروشیمی تبدیل شده و سرنوشت مدیرعاملی آن به کجا خواهد رسید؟
به گزارش انرژی خبر؛ بابک قنبری؛ شمارش معکوس برای تعیین تکلیف مدیریت شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس در شرایطی ادامه دارد که ماجرای جابهجایی محمد شریعتمداری و انتخاب حسن عباسزاده هنوز به نقطه پایانی نرسیده است. در تیرماه، هیئتمدیره هلدینگ، عباسزاده را به عنوان مدیرعامل انتخاب کرد؛ تصمیمی که در ادامه با ابهامها و چالشهایی درباره روند اجرایی و قانونی آن همراه شد.
عباسزاده پیش از این معاون وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی بود و ورود او به معادلات مدیریتی هلدینگ خلیج فارس از همان ابتدا با حساسیت زیادی در فضای صنعت نفت و پتروشیمی دنبال شد. انتخاب او میتوانست نشانهای از تغییر رویکرد مدیریتی در یکی از بزرگترین مجموعههای پتروشیمی کشور باشد؛ اما آنچه پس از این انتصاب اتفاق افتاد، پرونده را از یک جابهجایی ساده مدیریتی فراتر برد.
مسئله اصلی امروز فقط این نیست که چه کسی مدیرعامل هلدینگ خلیج فارس باشد؛ پرسش بزرگتر این است که چه سازوکاری باید درباره مدیریت این مجموعه تصمیم بگیرد و آیا تمام مراحل قانونی و حاکمیتی این تغییرات بهطور شفاف طی شده است یا خیر؟ سازمان بورس نیز در این میان وارد موضوع شده و گزارشهای منتشرشده از تأیید صلاحیت حرفهای عباسزاده برای تصدی مدیرعاملی حکایت داشتهاند.
از سوی دیگر، لغو مجمع و ادامه حضور شریعتمداری در این مجموعه، بر ابهامات افزوده است. گزارشهای منتشرشده از آن حکایت دارد که تلاش برای تغییر ترکیب مدیریتی هلدینگ با موانعی روبهرو شده و همین مسئله باعث شده آینده مدیریتی «فارس» همچنان در مرکز توجه فعالان بازار سرمایه و صنعت پتروشیمی قرار داشته باشد.
اما سؤال اساسی اینجاست که هلدینگ خلیج فارس چه اهمیتی دارد که تغییر مدیرعامل آن به یکی از حساسترین پروندههای مدیریتی صنعت نفت تبدیل شده است؟ پاسخ را باید در ابعاد اقتصادی این مجموعه جستوجو کرد. هلدینگ خلیج فارس یکی از بزرگترین مجموعههای پتروشیمی کشور و از شرکتهای مهم بازار سرمایه است؛ بنابراین هر تصمیم مدیریتی درباره آن تنها یک موضوع داخلی نیست و میتواند بر سهامداران، پروژههای پتروشیمی، زنجیره تولید و حتی سیاستهای کلان صنعت پتروشیمی اثر بگذارد.

به همین دلیل، افکار عمومی و سهامداران حق دارند بدانند پشت پرده این کشمکش مدیریتی دقیقاً چه میگذرد. اگر تغییر مدیرعامل براساس ضوابط قانونی انجام شده، چرا روند آن اینچنین طولانی و پرابهام شده است؟ اگر موانع قانونی وجود داشته، چه کسی باید درباره آن توضیح دهد؟ و اگر صلاحیت حرفهای گزینه جدید تأیید شده، سرنوشت تصمیم هیئتمدیره چه خواهد شد؟
در این میان، نام حسن عباسزاده بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. او اکنون در موقعیتی قرار دارد که نتیجه این کشمکش میتواند مسیر مدیریتیاش را تغییر دهد. از سوی دیگر، ادامه حضور محمد شریعتمداری نیز نشان میدهد پرونده هنوز بسته نشده و برای تعیین تکلیف نهایی، باید منتظر تصمیمات رسمی و قانونی ماند.
این پرونده بیش از آنکه آزمونی برای یک مدیر باشد، آزمونی برای شفافیت است. هلدینگ خلیج فارس متعلق به یک شخص یا یک جریان نیست؛ مجموعهای اقتصادی با سهامداران و ذینفعان متعدد است و تصمیم درباره مدیریت آن باید در چارچوب قانون، شفاف و قابل توضیح برای افکار عمومی باشد.
اکنون پرسش از مسئولان و سهامداران هلدینگ روشن است: مجمع آینده قرار است پایان این بلاتکلیفی باشد یا فصل تازهای از کشمکش مدیریتی در هلدینگ خلیج فارس آغاز خواهد شد؟ پاسخ به این سؤال میتواند مشخص کند آیا عباسزاده سرانجام سکان بزرگترین هلدینگ پتروشیمی کشور را در دست خواهد گرفت یا شریعتمداری همچنان به حضور خود ادامه میدهد.
در حال بارگذاری نظرات...