آیا ماندن یک مدیرعامل، ارزش استعفای دستهجمعی اعضای هیئت مدیره صندوق بازنشستگی وزارت نفت را داشت؟

نادر دارستانی؛ وقتی اعضای هیئترئیسه صندوقهای بازنشستگی نفت در اعتراض به ادامه وضعیت مدیریتی استعفا میدهند، دیگر موضوع صرفاً یک اختلاف اداری نیست. افکار عمومی حق دارد بداند چرا اجرای تصمیمات مدیریتی با تأخیر مواجه شده و آیا ماندن یک مدیر، ارزش این حجم از حاشیه و بیاعتمادی را دارد؟
به گزارش انرژی خبر؛ استعفای اعضای هیئترئیسه صندوقهای بازنشستگی، پسانداز و رفاه کارکنان صنعت نفت را نباید صرفاً یک اقدام اداری تلقی کرد. این استعفا، آن هم با استناد به ماده ۱۶ اساسنامه صندوقها، حامل یک پیام روشن است؛ مدیرانی که مسئول صیانت از سرمایه بازنشستگان هستند، اعلام کردهاند شرایط موجود دیگر اجازه انجام مسئولیت قانونی را به آنان نمیدهد.
در متن استعفا نیز علت بهصراحت بیان شده است؛ ادامه بلاتکلیفی مدیریتی در هلدینگ پتروشیمی خلیج فارس و اجرا نشدن مصوبهای که از نگاه امضاکنندگان باید تکلیف مدیریت این هلدینگ را مشخص میکرد.
اینجاست که مهمترین سؤال شکل میگیرد؛ چرا تعیین تکلیف مدیریت هلدینگ خلیج فارس تا این اندازه دشوار شده است؟
اگر اعضای هیئترئیسه صندوقها به این جمعبندی رسیدهاند که ادامه وضعیت موجود به زیان صندوق، بازنشستگان و سرمایههای آنان است، چرا این مطالبه به نتیجه نرسیده است؟ آیا واقعاً بقای یک مدیرعامل، آنقدر اهمیت دارد که مدیران ارشد یک صندوق بازنشستگی حاضر شوند مسئولیت خود را کنار بگذارند؟
این پرسشها زمانی جدیتر میشود که بدانیم هلدینگ خلیج فارس، یک شرکت عادی نیست. این مجموعه بزرگترین هلدینگ پتروشیمی کشور و یکی از مهمترین داراییهای اقتصادی صندوقهای بازنشستگی نفت محسوب میشود. هرگونه بلاتکلیفی مدیریتی در چنین مجموعهای، مستقیماً بر تصمیمات سرمایهگذاری، ارزش داراییها و اعتماد ذینفعان اثر میگذارد.
موضوع فقط محمد شریعتمداری نیست؛ موضوع اصل حاکمیت قانون است.
اگر مدیران صندوقها معتقدند ادامه این وضعیت با ضوابط قانونی همخوانی ندارد و حتی حاضر شدهاند به نشانه اعتراض استعفا دهند، انتظار افکار عمومی این است که دستگاههای مسئول با شفافیت توضیح دهند دلیل ادامه این وضعیت چیست. سکوت در برابر چنین استعفای کمسابقهای، نه تنها ابهامات را کاهش نمیدهد، بلکه بر دامنه پرسشها میافزاید.
واقعیت این است که استعفای دستهجمعی اعضای هیئترئیسه صندوقهای بازنشستگی صنعت نفت، یک اتفاق معمولی نیست. کمتر پیش میآید مدیرانی که مسئولیت حفظ سرمایه هزاران بازنشسته را برعهده دارند، اعلام کنند دیگر امکان انجام وظایف قانونی خود را ندارند.
از همین رو انتظار میرود وزارت نفت و سایر نهادهای مسئول، بدون تعلل درباره دلایل ادامه این وضعیت و برنامه خود برای پایان دادن به بلاتکلیفی مدیریتی توضیح دهند. شفافیت، تنها راه بازگرداندن اعتماد بازنشستگان و کارکنان صنعت نفت است.
در نهایت، مسئله اصلی این نیست که چه کسی مدیرعامل هلدینگ خلیج فارس باشد؛ مسئله این است که آیا هیچ مدیری باید آنقدر مهم تلقی شود که ماندن یا رفتنش به استعفای دستهجمعی مدیران قانونی یک صندوق بزرگ بازنشستگی بینجامد؟ اگر پاسخ منفی است، وقت آن رسیده که منافع بازنشستگان، اجرای قانون و ثبات مدیریتی، بر هر ملاحظه دیگری اولویت پیدا کند.

در حال بارگذاری نظرات...