مالیات تحریم در نفت و تجارت؛ چگونه اقتصاد ایران چرخه بقا میسازد

مالیات تحریم در نفت و تجارت به اقتصاد ایران هزینهای سنگین تحمیل میکند؛ هرچند انسداد کامل ایجاد نشده است. برآوردها از زیان حدود ۲ هزار میلیارد دلاری و افت منابع توسعهای حکایت دارد و روندی پرهزینه را شکل میدهد
به گزارش انرژی خبر؛ تحریمزدایی در اقتصاد ایران اگرچه مانع انسداد کامل شده، اما هزینهای سنگین بر اقتصاد تحمیل کرده است. برآوردهای مطرحشده از زیان حدود ۲ هزار میلیارد دلار و کاهش جدی منابع توسعهای حکایت دارد.
دور زدن تحریم مسیر عبور از محدودیت را باز میکند، اما خودِ مانع را از میان برنمیبرد. در فروش نفت نیز گفته میشود ممکن است نزدیک به ۳۰ درصد ارزش محمولهها صرف تخفیف، حملونقل پرریسک، بیمه، واسطهگری و انتقال چندمرحلهای پول شود.
بخشی از درآمد نفتی، پیش از آنکه به اقتصاد ایران برسد، در همین فرایند از بین میرود. مجموعه این هزینهها را «مالیات تحریم» مینامند؛ مالیاتی پنهان و خارج از قانون بودجه که از بیشتر مبادلات خارجی کشور سهم میگیرد.
در چنین شرایطی، افزایش حجم صادرات بهتنهایی نشانه موفقیت نیست، زیرا برای کسب درآمدی مشابه باید نفت بیشتری فروخته شود و ریسک بالاتری پذیرفته شود. از سوی دیگر، تحریم ساختاری ثابت ندارد و همزمان با روشهای مقابله تغییر میکند.
نهادهای تحریمکننده، شبکههای مالی، شرکتهای واسطه، کشتیها، مسیرهای انتقال پول و الگوهای تجاری را بهطور مستمر رصد میکنند. هر مسیر تازهای که آشکار شود، میتواند مبنای طراحی محدودیت بعدی قرار گیرد.
در نتیجه، بخشی قابلتوجه از سرمایه، زمان و ظرفیت مدیریتی کشور بهجای توسعه صرف بازیابی امکانات گذشته میشود. تجارت مستقیم جای خود را به زنجیرهای از واسطهها و مسیرهای فرعی میدهد و مدیران برای جذب سرمایه و افزایش بهرهوری درگیر تغییر اسناد، جابهجایی مبدأ کالا و انتقال غیرمستقیم درآمد میشوند.
برای ارزیابی این وضعیت، صرف شمار مسیرهای بازشده معیار درستی نیست و باید جایگاه «خاکریز اقتصادی» هم دیده شود. در آغاز فشار، هدف حفظ رشد، سرمایهگذاری، سهم بازار و تجارت عادی است؛ اما با تشدید محدودیتها، این خط دفاعی عقب مینشیند و وصول درآمد صادراتی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در مراحل بعدی، جلوگیری از انسداد کامل اقتصاد بهعنوان دستاورد مطرح میشود. این همان «خاکریز عقبرونده» است؛ جایی که مقاومت ادامه دارد، اما محل دفاع مدام تغییر میکند و تعریف موفقیت کوچکتر میشود.
با این حال، کنارگذاشتن مسیرهای دور زدن تحریم گزینهای واقعبینانه نیست. در غیاب این مسیرها، صادرات نفت، تأمین کالاهای ضروری و دسترسی به درآمدهای ارزی با اختلالی بسیار بزرگتر روبهرو میشد.
دور زدن تحریم در شرایط فشار ابزاری ضروری برای خریدن زمان است، اما خطا زمانی شکل میگیرد که این ابزار اضطراری جای راهبرد اقتصادی را بگیرد. اگر زمان خریداریشده صرف کاهش آسیبپذیری نشود، همان الگوی پرهزینه تداوم مییابد و آثار آن از شاخصهای کلان عبور میکند و به زندگی روزمره میرسد.
کاهش سرمایهگذاری میتواند به فرسودگی زیرساخت منجر شود و محدودیت فناوری بهرهوری را پایین بیاورد. در ادامه، افزایش هزینه تجارت، قیمت کالا و قدرت خرید را تحت تأثیر قرار میدهد.
جامعه نیز رفاه خود را فقط با روز نخست تحریم نمیسنجد و درآمد، مسکن، خدمات، فناوری و فرصتهای شغلی را در مقایسه با جهان پیرامون ارزیابی میکند. با طولانیشدن بحران، «قیاس رفاه» جای «منطق بقا» را میگیرد و ثابتماندن بهعنوان صورت پنهان عقبماندن تلقی میشود.
برای چنین جامعهای، ادامه فروش نفت یا جلوگیری از فروپاشی اقتصادی کافی نیست و نتیجه مقاومت در کیفیت زندگی و قدرت خرید سنجیده میشود. تحریم برای اثرگذاری لزوماً به توقف کامل اقتصاد یا صفرشدن صادرات نیاز ندارد و کافی است هزینه فعالیت را بالا ببرد، سرعت توسعه را کاهش دهد و منابع کشور را درگیر حفظ وضع موجود کند.
خسارت تحریم فقط پولی نیست که برای تخفیف نفت، حمل، بیمه و واسطه پرداخت میشود. بخش بزرگتر آن در ظرفیتهایی پنهان است که فرصت ساختهشدن پیدا نمیکنند؛ سرمایهگذاریهایی که انجام نمیشوند، فناوریهایی که وارد نمیشوند و زیرساختهایی که فرسوده باقی میمانند.
به همین دلیل، پرسش «آیا هنوز نفت میفروشیم؟» برای داوری درباره نتیجه تحریم کافی نیست. قیمت فروش، میزان تخفیف، هزینه حمل و بیمه، زمان و روش بازگشت پول، دسترسی به سرمایه و فناوری و جایگاه امروز اقتصاد نسبت به پنج یا ۱۰ سال قبل هم باید در محاسبه دیده شوند.
حجم صادرات با هزینه منطقی فقط یکی از ردیفهای صورتحساب تحریم است، نه تمام آن. سیاستگذار نیز باید موفقیت را با کاهش هزینه مبادله، افزایش سرمایهگذاری، حفظ سهم بازار، رشد بهرهوری و بهبود دسترسی به فناوری بسنجد.
اگر صادرات ادامه پیدا کند، اما هزینه وصول درآمد بالا برود و ظرفیت تولیدی کشور تحلیل برود، اقتصاد فقط توانسته است بقای خود را گرانتر بخرد. در این میان، «مالیات تحریم» بهعنوان یک هزینه پنهان بار دیگر نقش پررنگی در چرخه بقا پیدا میکند
در حال بارگذاری نظرات...